ما در این وبلاگ داستان ، خبر و هر چیز دیگه ای که از رمان های فانتزی مانند هری پاتر ، دارن شان و ... می تونید تصور کنید میزاریم تا شما به راحتی به داستانا ، اخبار و ... دسترسی پیدا کنید . امیدواریم از این وبلاگ لذت ببرید. _________________________ تاریکی مطلق همیشه با تابش یک اشعه از بین میره
انگار که سالازار نمی خواد دیگه به اینجا سر بزنه ..... من از طرف همه فعلا این وبلاگ رو بسته اعلام می کنم تا وقتی که خودش بیاد بگه بازه .......
متاسفم
این وبلاگ شروع خوبی داشت .... ولی دیگه داره می پوسه .... در هر صورت کسانی که دنبال داستان هستند می تونند به سایت : www.good-life.ir برن .
کتابخانه ی من هم در حال فعالبت هست اگر کسی حاضره کمک کنه بیاد :
lordmartires.persiangig.com
یا
arkadorn.tk
اگر کسی اعلام کنه حاضر به همکاری هست خوبه .... من فعلا خیلی از کتاب ها رو جمع آوری کردم .
فعلا .....
پایان وبلاگ ( تا سالازار خودش بیاد من فقط یک نویسنده از این وبلاگم )
خداحافظ
نوشته شده توسط Ark | لينک ثابت
|یکشنبه یکم شهریور 1388|
سلام
سلام دوستان
حالتون چه طوره ؟ با امتحانا چی کار می کنید ؟ نمراتتون چه طور بوده به نظرتون ... درس که می خونید ؟؟؟
خب ... بعد از مدت ها داستان هری پاتر و قدرت ذهن
تمام شد . ۳۸ فصل همون طور که از اول گفته بودم . فصل ۳۸ تمام رمز و راز
هایی که مونده بود رو توضیح می ده .... البته من کلا پایان رو عوض کردم
توی نظرم یه پیان خوب و خوش بود .... ولی عوضش کردم .... این بهترین
پایانی بود که می شد نوشت ... البته معذرت می خوام که انقدر طول کشید 3.5
سال نوشتن این داستان طول کشید .... ولی بالاخره تموم شد .
خب باید
بگم که بعد از این داستان من آرکادورن رو ادامه می دم .... شاید همراهش یه
داستان دیگه هم نوشتم . می خوام ( این رو از ته دل می گم ) این داستان رو
جلد اولش رو توی تابستون تموم کنم .
زیاد حرف زدم . از لینک های زیر فصل آخر رو دانلود کنید :
نوشته شده توسط Ark | لينک ثابت
|دوشنبه چهارم خرداد 1388|
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام بعد از مدت ها
سلام به همه دوستان عزیز
مدت ها بود به خاطر درگیری و کار زیاد نتوانسته بودم به اینجا سر بزنم . بعد از مدت ها بالاخره وقت ازاد پیدا کردم و وظیفه خودم دونستم که بیام اونو به انجام برسونم
اینم فصل جدید ... سورپریز ............ بفرمایید تا تونستم نوشتم ... کم نیست ... خوبه ... ۱۶ صفحه با این فونت کوچولو نوشتم ... فقط با دقت بخونید که به جزئیات زیاد اشاره شده . فصل بعدم فصلیه که تمام داستان بر پایه ی اون نوشته شده ....
سلام به همه .... میدونم اگه بفهمین کی هستم ........!
انقدر بدقولی کردم که روم نمیشد پست بدم. بخدا دانشگاه نمیزاره ولی سعی میکنم اگه بقیه نویسنده ها مطلبی گذاشتن بمونه منم آپ کنم. فعلا بای
پوریا(Sonic)!!
نوشته شده توسط Ginny | لينک ثابت
|یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387|
سلااااااااااااااااااااااام
معلوم نیست سالازار کجاست . اولا :
در جواب دوست عزیز نه ببخشید من خوم این داستان خوندم ولی به صورت لینک کلی دارم . می خواین یه پی دی اف کامل ازش توی این پست بدم . چون حتی نمی دونم سالازار کجا این داستان رو گذاشته که برم درستش کنم .
نوشته شده توسط Ark | لينک ثابت
|یکشنبه بیست و دوم دی 1387|
سلام به همه دوستان عزیز
به خاطر دیر کرد معضرت میخوام ولی خوب همه میدونید روزای امتحانا نزدیکه و اگه کسی بخواد از این استادا ( ای خیر نبینن ) نمره بگیری باید خودشو بکشه . امیدوارم پست بعدی اینقدر طول نکشه .
................................ علمی ، تخیلی ................................... ((( جان کریستوفر ))) سه پایه ها - مجموعه اول شهریار آینده ... کامل ..... بخش اول ...... بخش دوم آنسوی سرزمین شعله ور فصل 2-1 .....فصل 4-3
................................ داستانهای ایرانی ......................................... حکایت .... کامل .... کافه رنسانس .... کامل .... داستان عشق ...... کامل ....